انتشار تنها اثر باقی مانده استاد احمد بیگدلی




ناصرعلی بیگدلی فرزند مرحوم احمد بیگدلی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آخرین وضعیت انتشار آثار این نویسنده فقید اظهار داشت: رمان« اندکی سایه» از نشر خجسته تحویل و برای انتشار دوباره در اختیار نشر چشمه قرار گرفت که تا آخر هفته جاری با طرح جلدی تازه منتشر خواهد شد.
وی ادامه داد: رمان عاشقانه «ذبیح» نیز که آخرین رمان پدرم به شمار میرفت تا ماه آینده از سوی نشر چشمه منتشر خواهد شد.
به گفته فرزند مرحوم بیگدلی رمان دیگری از این نویسنده با عنوان «بیتردید سهشنبه» بود نیز سال آینده در نوبت چاپ تازه از سوی نشر چشمه منتشر خواهد شد و حق انتشار آن را بازپس گرفتهایم. همچنین چاپ تازهای از مجموعه داستان «آوای نهنگ» نیز سال آینده منتشر خواهد شد.
وی درباره آخرین وضعیت دو رمان ناتمام پدرش نیز گفت: رمان ناتمام «راه رفتن روی طناب» قرار بود یک رمان سه جلدی باشد که عمر ایشان کفاف نداد تا نوشتن آن را به پایان ببرند و در یک جلد متوقف ماند. همچنین در اواخر عمر نیز نوشتن رمان دیگری با عنوان «پسرکی با نام فلو» را آغاز کرده بودند که تصمیم داشتیم به کمک نویسندگان دیگری آن را تکمیل کنیم اما پس از دریافت نظر بیش از سه نویسنده متوجه شدیم که به دلیل حجم اندک تالیف شده، از سوی مولف اصلی این کار امکان پذیر نیست.
یادآوری میشود احمد بیگدلی نویسنده ساکن نجفآباد اصفهان و برگزیده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی در تابستان سال ۱۳۹۳ درگذشت.
هو
بنام خداوندگار جمیل
در روز سه شنبه23 شهریور95 جلسه ای در سالن کتابخانه زهراییه نجف آباد در تجلیل و بزرگداشت نویسنده فقید، استاد احمد بیگدلی برگزار شد. در این نشست نویسندگان جوان و هنرمندان نجف آباد حضور داشتند و داستان و دلنوشته هایی در یاد و خاطره احمد بیگدلی خوانده شد. فیلم مستندی با نام ( گاتوری ها) نمایش داده شد. در این فیلم احمد بیگدلی، علی یزدانی، سید رضی آیت، حسن محمودی و چند نفر ازدوستان حضور داشتند. این فیلم کوتاه، سال 1375 فیلمبرداری شده بود.
دراینجا جا دارد که از برگزار کنندگان این نشست تشکر و قدردانی شود.
به اطلاع میرسانیم که بلاخره و پس از گذشت دوسال ، آخرین اثر زنده یاد استاد احمدبیگدلی، رمان «ذبیح» تا چند روز آینده منتشر می شود.
به گفته انتشارات چشمه، این اثر در اوایل شهریور ماه منتشر و روانه بازار کتاب خواهد شد.
هو
بنام خداوندگار جمیل
به اطلاع همة دوستان می رسانیم که این مطلب جهت تشکر از آقای علی فاطمی ( نویسنده و دوست نزدیک پدرمان) می باشد. تشکر از این بابت که ایشان در دو سال گذشته و پس از فوت پدرمان ما را یاری نمودند تا بتوانیم در غیاب پدر مرحوم مان اوضاع را سر و سامانی بدهیم، و حالا که تصمیم بر این شده که از این به بعد مسئولیت کارها به عهدة خودمان باشد و ادامة همکاری با آقای علی فاطمی به دلایلی مقدور نیست، گفتن چند نکته واجب به نظر می رسد.
اول: پس از فوت پدر مرحوم مان دو اثر به نام های «ذبیح» و « نیم رخی از آن فلو» را در دست داشتند که عمرشان کفاف به اتمام رساندن این اثر را نداد. از همین رو، ما هر دو اثر را به جناب فاطمی سپردیم تا یکی را «ذبیح» به ناشر بسپارند و دیگری «نیم رخی از آن فلو» را با توجه به توانایی هایشان در داستان نویسی به اتمام رسانند. آقای فاطمی در همان روزها رمان «ذبیح» را به ناشر سپردند و سپس مشغول بررسی رمان «نیم رخی از آن فلو» شدند. پس از مدتی آقای فاطمی رمان مذکور را برگرداندند و متاسفانه مشخص شد که پدر مشغول نوشتن بخش های ابتدایی بوده اند که از میان ما رفتند و عملاً به اتمام رساندن این اثر غیر ممکن است.
دوم: در این مدت همة ما تلاش کردیم تا با صبوری پیگیر تجدید چاپِ آثار قبلی نیز باشیم و خوشبختانه قرارداد تجدید چاپ بعضی از این کارها نیز با پیگیری آقای فاطمی انجام شد.
سوم: پدر مرحوم مان همیشه اعتقاد داشتند که آقای علی فاطمی نویسنده با استعداد و تواناییست که در آینده بسیار از ایشان خواهیم شنید. اما پیش از این که ایشان را به جهت توانایی هایشان در نوشتن تحسین بکنند، ایشان را شخصی محترم، صادق و قابل اعتماد می دانستند، در مدتِ پس از فوت پدرمان ایشان ثابت کردند که پدر مرحوم مان درباره ایشان اشتباه نمی کردند، باید تشکر کنیم از آقای فاطمی عزیز که ما را در آن شرایط تنها نگذاشتند. امیدواریم که این نویسنده جوان هر روز موفق تر از گذشته در زندگی و نوشتن باشند.
پی نوشت: از این پس جناب آقای علی فاطمی مسئولیتی درباره آثار استاد احمد بیگدلی ندارند و دوستان، خبرگزاری ها، روزنامه و مجلات می توانند به طور مستقیم با پروانه بیگدلی، فرزند استاد احمد بیگدلی، از طریق تلفن های زیر در تماس و پیگیر آثار و وضعیت چاپ آثار باشند.
شماره تماس : 09136829497- 03142441292
با تشکر
فرزندان مرحوم استاد احمد بیگدلی
همزمان با پنجمین حضور متوالی انتشارات مهر زهرا (س) نجف آباد در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، از کتاب “سیب و پروانه” مرحوم استاد احمد بیگدلی و چندین اثر دیگر از نویسندگان شهر رونمایی خواهد شد.
از بیگدلی شصت و نه ساله که آخرین ساعات عمر خود را نیز شهریور ۹۳ در همایشی ادبی در شهر کرد گذراند آثار شاخصی مانند «آوای نهنگ»، «اندکی سایه»، «آنای باغ سیب» و «شبی بیرون از خانه» به جای مانده است.
خوراکوشک اثر علی یزدانی، مسیریاب های میکروتیک اثر حامد شفیعی، راه مشقی اثر طیبه شامانی ، عروسی شغالا اثر زهرا داوری و یکی بود یکی نبود اثر محمد حسین خانی دیگر کتابهایی هستند که توسط این انتشارات رونمایی می شوند.
منبع : پایگاه خبری نجف آبادنیوز

ناصر علی بیگدلی فرزند مرحوم احمد بیگدلی در گفتوگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس پیرامون آخرین رمان عاشقانه پدرش اظهار داشت: روند انتشار کتاب در دست است و ناشر اعلام کرده که تا اوایل تابستان این اثر روانه بازار نشر خواهد شد.
به گفته بیگدلی، «ذبیح» عنوان رمان عاشقانه مرحوم بیگدلی است که از سوی نشر چشمه روانه بازار کتاب خواهد شد.
وی با اعلام اینکه «بی تردید سه شنبه بود» و «اندکی سایه» عنوان دو اثر دیگری است که مجوز تجدید چاپ آنها اخذ شده و این دو کتاب نیز تجدید چاپ خواهد شد.
ناصرعلی بیگدلی در مورد همکاری با وکیل آثار احمدبیگدلی گفت: مشاورهها و همفکری ها با آقای فاطمی ادامه دارد و برای انتشار آثار نیز مشورت هایی اخذ میشود چرا که پدرم ایشان را مورد موثق خود معرفی کردهاند.
احمد بیگدلی متولد 26 فروردینماه سال 1324 در اهواز و ساکن نجفآباد اصفهان بود. کتابهای «شبی بیرون از خانه»، «من ویران شدهام»، «اندکی سایه»، «آنای باغ سیب»، «آوای نهنگ»، «زمانی برای پنهان شدن» و «مگر چراغی بسوزد» از جمله آثار این نویسندهاند. او در سال 1385 برای کتاب «اندکی سایه» برنده بیستوچهارمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد که باعث شهرتش شد.
بیگدلی در مهرماه 1347 به استخدام آموزش و پرورش لاهیجان درآمد و داستاننویسی را از همین سال به طور جدی آغاز کرد. اولین داستانش را در مجله ادبی «فرودوسی» در همان سال به چاپ رساند. از سال 1351 که به دزفول انتقال یافت، به تئاتر روی آورد و چندین نمایشنامه نوشت که در گروه تئاتر دزفول به صورت تلهتئاتر در تلویزیون مرکز آبادان ضبط و از شبکه سراسری پخش شد. سال 1354 به اهواز منتقل شد و کار تئاتر را ادامه داد. اما ذوق و علاقه به داستاننویسی سبب شد که به کار نوشتن داستان بپردازد و در کنار آن به نوشتن نقد و مقاله در همین زمینه یا سینما نیز مشغول شد. در سال 1356 به دانشکده هنرهای دراماتیک راه یافت و در سال 1360 آن را رها کرد و به یزدانشهر در حاشیه نجفآباد مهاجرت کرد.
احمد بیگدلی در سال 1376 از آموزش و پرورش نجفآباد بازنشسته شد. مدتی در دانشگاه پیام نور این شهر کار کرد و همزمان با تدریس فیلمنامهنویسی در انجمن سینمای جوانان نجفآباد (به مدت 12 سال) در مراکز خصوصی اصفهان به تدریس پرداخت. او همچنین برای بیش از 40 فیلم مستند گفتار متن نوشته است. مجموعه داستان «آوای نهنگ» این نویسنده نیز برنده هفتمین جایزه کتاب فصل شد.
وی در 26 شهریور ماه 93 درگذشت.
تئاتر، سینما و زاون قوکاسیان
هیچ وقت قانع نبودم و بلندپروازانه از دوران جوانی دوست داشتم روزی جایزه نوبل ادبی را بگیرم. شاید هم بگیرم. به هر حال همیشه بلند پرواز بوده ام شاید به همین خاطر است که در نوشتن پایبند شیوه ها و فرم های کهنه و کلاسیک باقی نمی مانم و گوش هایم دائم تیز و چشم هایم مراقب و یابنده است. و آثار زیاد و متفاوتی را می خوانم و دگرگون می شوم و شوق پدید آوردن اثری جدید و غیر متعارف را در ذهن می پرورانم.
بورخس، مارکز و هوشنگ گلشیری تأثیرات فوق العاده ای بر من وداستان نویسی ام گذاشته اند. اما تأثیری دیگر.... بله، زاون، زاون قوکاسیان، آشنایی با او و پس از او، آشنایی با سینما.
«دالو» اول یک داستان بود که بعد به نمایشنامه تبدیل شد و در جشنواره تهران خوش درخشید. خیلی ها هم بدون ذکر نام از آن اقتباس کرده اند... اما هیچ کس مرا باور نکرد، وقتی که گفتم «دالو» داستان پیرزنی است که چون برای کوچ ناتوان است، او را در دخمه ای با کمی آب و نان و کفش و لباس جا می گذارند و می روند... هیچ کس دالو را باور نکرد.
این شد که دوربین هشت میلیمتری را از انجمن سینمای جوان قرض گرفتم و رفتم به ایذه و از آن جا به روستای شیوَند تا پیرزنان و پیرمردانی را که در دخمه می گذاشتند، روی نوار ثبت کنم و با خود بیاورم. این فیلم در جشنواره سال 1356 به نمایش درآمد و مدتی بعد آن را پیش از شروع نمایش «دالو» پخش کردیم. فیلم «بَردِ گوری» نام داشت و زاون قوکاسیان این جا بود که پیدایش شد یا من پیدایش کردم. زاون برای صدا گذاری فیلم آمده بود که با هم آشنا شدیم.... مدتی نگذشت که مسیر زندگی، ما را از هم جدا کرد و دیگر نشانی از هم نداشتیم، تا سال 1374 که من در نجف آباد اصفهان در انجمن سینمای جوان آنجا داستان نویسی درس می دادم. انجمن او را دعوت کرد و وقتی همدیگر را آنجا دیدیم، چنان یکدیگر را در آغوش کشیدیم که هیچ توجی به اطرافیان نداشتیم که ایستاده اند و اشگ های ما آدم بزرگ ها را تماشا می کنند. زاون مرا با سینما آشنا کرد، سینما هم مرا با تصویر آشنا کرد و یاد گرفتم که با تصویر حرف بزنم، فکر کنم و بنویسم؛ چیزی که در همین رمان « اندکی سایه» نمودی بارز و برجسته دارد. سینما از من نویسنده ای ساخت دلبسته و همراه تصویر. جوزف کنراد می گوید: نویسنده باید بیشتر نمایش دهد تا آنکه بگوید. خود قوکاسیان هم باعث شد تا من نوشتن نقد فیلم و نریشن را هم به فعالیت های هنری خود اضافه کنم.
برگرفته از ویژه نامه اعتماد ملی / نوروز 1386
زاون قوکاسیان دوست و رفیق صمیمی احمد بیگدلی بود. زمانی که احمد بیگدلی در گمنامی به سر می برد و داستان می نوشت، زاون شنونده داستان های او بود. او احمد بیگدلی را به جامعه ادبی و داستان نویس ایران شناساند، زیرا که احمد بیگدلی را باور داشت. با کمک او بود که رمان اندکی سایه به چاپ رسید. پس از آن که این رمان برنده جایزه کتاب سال شد، زاون همچنان شنونده داستان های احمد بیگدلی بود، تا پایان عمر...... روحش شاد.
احمد بیگدلی (زادهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۲۴ در اهواز) و ساکن نجف آباد از دهه شصت تاکنون، نویسنده ایرانی است. رمان اندکی سایه رمانی از این نویسنده توانست جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران را برای وی به ارمغان آورد. احمد بیگدلی. فرزند عزیز و گوهر در 26 فروردین ماه 1324 در اهواز به دنیا آمد. 5 سال بعد به اتفاق پدرش که به استخدام شرکت ملی نفت ایران درآمده بود، و به همراه خانواده، به شهر آغاجاری مهاجرت کرد. پس از خذ دیپلم ریاضی از دبیرستان فرهنگ اهواز، در تابستان همان سال(1345) با یکی از دختران فامیل از اهالی روستای پدری اش یاسه چای، ازدواج و مهر همان سال برای گذراندن دوره خدمت سربازی (سپاه دانش) به روستایی از زرند کرمان اعزام شد. در مهر ماه 1347 به استخدام آموزش و پرورش لاهیجان درآمدو داستان نوبسی را از همین سال به طور جدی آغاز. کرد. اولین داستانش را در مجلة ادبی فرودوسی در همان سال به چاپ رساند. از سال 1351 که به دزفول انتقال یافت، به تئاتر روی آورد و چندین نمایشنامه نوشت که گروه تئاتر دزفول با همراهی غلامحسین ضیاءپور، حمید مهرارا، عبدالرضا ملهمی و دیگر علاقه مندان جوان شهر دزفول به صورت تله تئاتر در تلویزیون مرکز آبادان ضبط و از شبکه سراسری پخش گردید. سال 1354 به اهواز منتقل شد و کار تئاتر را ادامه داد. نمابشنامه های مهری، تا عمق ماسه ها از جملة آنهاست. وی با نمایشنامة دالو که سال 1356در سومین جشنواره تئاتر شهرستان ها در تهران به روی صحنه رفت به شهرت رسید. اما ذوق و علاقة داستان نویسی سبب شد که به کار نوشتن داستان بپردازد و در کنار آن به نوشتن نقد و مقالات در همین زمینه یا سینما بپردازد. در سال 1356 به دانشکده هنرهای دراماتیک راه یافت و در سال 1360 آن را رها کرد و به یزدانشهر در حاشیه نجف آباد، مهاجرت نمود. که هم اکنون به اتفاق خانواده اش در آن زندگی می کند. در سال 1364 به اتفاق علی یزدانی، حسن محمودی و سید رضی آیت نشست ادبی جمعه را تشکیل دادند که به مدت 10 سال این نشست ادامه یافت و حاصل آن برای او، مجموعة داستان «من ویران شده ام» (1381) می باشد که توسط انتشارات نقش خورشید در اصفهان منتشر شد. این دومین مجموعه پس از مجموعة «شبی بیرون از خانه» (1374) است که توسط نشر مینو در اصفهان منتشر شده بود. احمد بیگدلی در سال 1376 از آموزش و پرورش نجف آباد بازنشسته شد. مدتی در دانشگاه پیام نور این شهر کار کرد و همزمان با تدریس فیلم نامه نویسی در انجمن سینمای جوانان نجف آباد (به مدت 12 سال) در مراکز خصوصی اصفهان به تدریس پرداخت. طی سال های 76 تا 82ـ1381مجموعه داستان های آنای باغ سیب و آوای نهنگ را پدید آورد. علاوه بر آنکه احمد بیگدلی برای بیش از 40 فیلم مستند گفتار متن نوشته است که در اولین جشنواره فیلم یادگار گفتار متن فیلم مستند «پاسارگاد» ساحتة مهرداد زاهدیان برنده جایزه بهترین متن گردید. مجموعه داستان آوای نهنگ برنده هفتمین جایزده کتاب فصل شد. حال آنکه در سال 1385 رمان اندکی سایة او برنده بیست و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی گردیده بود و برایش شهرت فراوانی به همراه آورد و بر فعالیت های ادبی او افزود.
|
|
| تهران - ايرنا - احمد بيگدلي نويسنده و شاعر سياست ها و رويكردهاي وزير فرهنگ و ارشاداسلامي در مدت تصدي وي در اين وزارتخانه را مورد توجه قرار داد و گفت: علي جنتي در اين دوره كوتاه عملكرد خوبي داشته چرا كه مرد عمل و كار است . |
اين نويسنده روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار
فرهنگي ايرنا به عملكرد مثبت جنتي در بخش مطبوعات كشور اشاره كرد وگفت:
بازتاب عملكرد مثبت وي در روزنامه ها و مطبوعات كشور كاملا مشهود است و نور
درخشان حركت وي در اين بخش اميدواري هاي زيادي ايجاد كرده است.
وي افزود: جنتي به رفع مشكلات فرهنگ و هنر كشور اميدوار است و ما نيز به وي اميد داريم.
بيگدلي تصريح كرد بسياري از كتاب هايي كه در دوره هشت ساله اجازه انتشار نيافت در دوره جنتي متتشر شد كه كار بزرگي بوده است.
وي با بيان اينكه بايد به وزير ارشاد براي كار در اين حوزه بزرگ وقت و
فرصت داد تا مشكلات را حل كند ،گفت: نبايد در قضاوت عجله و شتاب كرد. عجله و
شتاب همه كارها را خراب مي كند .
پری ناز خانم
دومین داستانی که در همایش داستان خوانی برج میلاد خوانده شد. داستانی از مجموعه بهم پیوسته ذبیح
حتماً برایتان نوشته ام، نباید فراموش کرده باشید. همین یک ماه پیش بود که پری نازخانم را توی داستان «ذبیح» پیدا کردم: صفحه یازده آخرین پاکنویسش که مانده بود زیر باران شب قبل و کاملاً خیس شده بود. (ذبیح را تنها شما می توانستید جمع و جور بکنید که نشد)، پری ناز خانم اول خودش را خشکاند. همة نگرانی ام این بود که سرمابخورد. بعد با هم نشستیم و برگ های نم کشیده را با اتو خشک کردیم. من تازه از راه رسیده بودم و هنوز چمدانم را باز نکرده بودم. ( برای آمدن، از تنها مدخل داستان ذبیح استفاده کردم) چشمم که به پری ناز خانم افتاد، دیدم انصافاً ذبیح کم نگذاشته است؛ پری ناز خانم را (بی آنکه اغراق کرده باشد) از میان باد و باران، طوفان برگ ها و تیغِ آفتابِ تمام این سال های سختی که بر ماگذشته بود، به سلامت بیرون آورده تا زنِ پا به سن گذاشته بشود مثل یک تابلوی نقاشی شکیل و بی نقص: بالا بلند، چشم هایی به رنگ فیروزه و گیسوان آراسته تا روی شانه ها. خرمایی و سپید؛ سپیدی بیشتر و خرمایی کمتر و، آن لب و دهانی که هنوز هم به دورة کودکی اش تعلق داشت تا این زمان که بیست سالی از آخرین دیدارمان گذشته بود.
هو
بنام خداوندگار جمیل
ارواح ماه مهر
داستانی از مجموعه ارواح ماه مهر که در شب های داستان برج میلاد خوانده شد
کاش بودی و با چشم خودت می دیدی. من بودم و دیدم و بیشتر از آنچه تعجب کنم، ترس برم داشت. فکر کردم مبادا اتفاقی برایشان افتاده باشد. و شاید به همان ترتیبی که بلافاصله از ذهن من گذشته بود. اشیاء مانده در خانه، و آن میز صبحانه که دست نخورده مانده بود، از ناکامی حرف می زدند: نه با صدای بلند، نه. به نجوا. درِ گوشم ـ که من تیز کرده بودم تا واضح تر بشنوم؛ زلال، بی غش. نشنیدم. جز به همان ترتیب زمزمة خاموشِ ناکامی ـ که در یک همچون وقت هایی در هوایِ محبوسِ خانه موج می زند.... برای همین است که می گویم کاش بودی و می شنیدی و از آنچه به نظرم ناخوش می آمد، تسکینم می دادی.
این مطلب به روز نشده است. و تنها مطلب ارسالی می باشد.
راوی : اصفهان
در هفته پیش رو، سالن سوره حوزه هنری اصفهان میزبان یک برنامه پخش مستند و داستانخوانی با موضوع اصفهان است.
بر این اساس، موسسه فرهنگی رویش مهر، با همکاری حوزه هنری اصفهان همایشی با عنوان «راوی: اصفهان» را از 24 تا 29 آذر ماه 92 در تالار سوره برگزار میکند.
مدیر موسسه رویش مهر گفت: موضوع این همایش شهر اصفهان است و ما از نویسنگان معاصری همچون محمد رحیم اخوت، علی خدایی، احمد بیگدلی، محمد کلباسی، محمد طلوعی و...دعوت کردیم تا در این مراسم حضور یابند و داستان های کوتاه خود را که به اصفهان مربوط می شود، بخوانند.
زهرا مهریار توضیح داد: علاوه بر قصه خوانی هفت فیلم مستند در این شبها به نمايش در خواهند آمد که به موضوع اصفهان و مظاهر آن بر می گردد.
اگر علاقمند هستید که در این برنامه شرکت کنید، میتوانیداز 24 آذر ماه هر روز عصر از ساعت 6 تا 9 شب به تالار سوره حوزه هنری سر بزنید.
در 24 آذر ماه، داستانهای اسکلتهای بلورآجین (محمد کلباسی) و زمانی برای پنهان شدن (احمد بیگدلی) و فیلمهای بهار اصفهان و اصفهان (بارون اولنز) برای مخاطبان ارائه میشوند.
در 25 آذر ماه، داستانهای مسافر اصفهان (ویتاسکویل وست، ترجمه احمد اخوت) و محمد صادق خان (خدیجه شریعتی) خوانده میشوند و فیلمهای حاج مصورالملکی و یاوری (خسرو سینایی) به روی پرده میروند.
علاقمندان در روز 26 آذر ماه میتوانند داستانهای پنجشنبهها (علی خدایی) و گریه مادر (نسیبه فضل الهی) را بشنوند و فیلمهای زنده رود و یک روز به خصوص (محمد سعید محصصی) را ببینند.
روز 27 آذر ماه تالار سوره میزبان داستانخوانی یک تکه مینیاتور (اصغر عبدالهی) و سیامین حکایت سینا (رضا مختاری) و فیلم به اصفهان رو (شهروز توکل) است.
28 آذر ماه داستانهای زندگان اصفهان (محمد طلوعی) و گرمابه زیبا (آرش صادقی بیگ) و فیلم اصفهان در بوق کارخانهها (بهروز ملبوس باف( برای علاقمندان تدارک دیده شدهاند.
و در آخرین روز همایش راوی، 29 آذر ماه، داستان مهتاب پس از باران (محمد رحیم اخوت) خوانده و فیلم عاشقانههای پل (مهدی رحمانی) پخش خواهد شد.
احمد بیگدلی در گفتگو با خبرنگار مهر از پایان تالیف رمان تازهای با عنوان «ذبیح» خبر داد و اظهار داشت: ذبیح یک رمان ناپیوسته است؛ داستان عاشقانهای که نگارشش برای من تجربه نخستین نوشتن چنین آثاری بود. این رمان در واقع چند داستان کوتاه است که راوی همه آنها من هستم و وقتی در کنار هم قرار میگیرند، دارای محویت موضوعی و مضمونی میشوند.
این نویسنده ادامه داد: داستان ذبیح از کشته شدن یک دانشجو بر اثر یک حادثه نشات میگیرد و در ادامه من به عنوان دوست و رفیق و راوی داستان، وارد فضای زندگی او میشوم و اجازه پیدا میکنم به اتاق وی و دستنوشتهها و خلوت او دسترسی داشته باشم. راوی در این ورود و با توجه به ارتباط عاطفی که با این دانشجو دارد، به مجموعهای از اطلاعات و داشتههای او دسترسی پیدا میکند و در عین حال خود نیز دچار یک رابطه عاطفی و عاشقانه با خواهر او میشود.
بیگدلی افزود: داستانهای به هم پیوسته این رمان با موضوعات مختلفی نوشته شد. از موضوعات اجتماعی مانند مشکلات زنان ایلامی و شیوع پدیده خودسوزی میان آنها که در قالب تحقیقاتی که دانشجو انجام داده و راوی به آن دست پیدا میکند تا خاطرات دانشجو از سفر با قطار که هر کدام مستقل در داستان روایت میشود. در انتهای کتاب نیز داستانی عاشقانه با عنوان «پریناز خانم» توسط راوی نقل میشود که گویی با دانشجو ارتباط داشته است.
وی ادامه داد: تمام داستانهای این کتاب به استثنای داستان پایانی آن همگی زاییده تخیل من هستند، اما داستان پریناز خانم، منبعی حقیقی دارد. در روزگاران قدیم و در روستای محل زندگی من، داستانی روایت میشد که بر اساس آن آهنگر جوان و گمنامی قدم به روستا میگذارد و پس از مدتی به دختری علاقهمند میشود، اما اهالی ده به دلیل گمنامی وی شرط ازدواج وی با دختر را این قرار میدهند که او بتواند تنوره آسیاب ده را از میان سنگ درآورد و راه رسیدن آب به باغهای آن آبادی را باز کند. آهنگر جوان پس از یک سال تلاش موفق به این کار میشود، اما پس از بازگشت به روستا متوجه میشود که دختر ازدواج کرده است و پس از آن نیز دیگر کسی اطلاعی از وی به دست نمیآورد.
نویسنده برگزیده جازه کتاب سال شهید حبیب غنیپور ادامه داد: این روایت با استفاده از نوعی رئالیزم جادویی و بهرهمندی از کتاب «نفحات الانس» عبدالرحمن جامی، مبنای نوشتن داستان من قرار گفت و هنوز ناشری برای انتشار این اثر انتخاب نکردهام.
وی همچنین از آغاز نگارش تازهترین رمان خود با عنوان «راه رفتن روی طناب» در قالب سه جلد خبر داد و گفت: بعد از مرگ همسرم نوشتن تنها تسکین من است و روزها سعی میکنم تا زمانی که رمق و توانی دارم، بنویسم.
بیگدلی در پایان درباره سایر آثارش اظهار داشت: 4 اثر شامل مجموعه نمایشنامههای کوتاه، مجموعه داستان «ارواح ماه مهر»، چاپ دوم رمان «بیتردید سهشنبه بود» و کتاب «دالو و چند نمایشنامه دیگر» از سوی نشر افراز در انتظار انتشار به سر میبرد.

احمد بیگدلی در گفتگو با خبرنگار مهر از پایان تالیف نخستن مجلد از سهگانه «راه رفتن روی طناب» خبر داد و گفت: کتاب اول از این مجموعه در حجم تقریبی 180 صفحه به پایان رسیده است و فعلا کار نوشتن را کنار گذاشتهام تا بتوانم تالیف مجلد دوم آن را شروع کنم.
وی با بیان اینکه نوشتن این کتاب تحت تاثیر حادثه درگذشت همسرش انجام گرفته است، گفت: قهرمان اصلی این اثر همسر من است، ولی نام او و سایر شخصیتهای داستان از جمله خودم را در اثر تغییر دادهام.
بیگدلی افزود: نمیخواهم بگویم که این سهگانه زندگینامه من است، اما زندگی من در این اثر در قالب یک رمان روایت شده است و در کنار آن پدرم، مادرم، همسرم و برخی دیگر از چهرههای تاثیرگذار در زندگیام را نیز در آن وارد کردهام.
این نویسنده افزود: داستان کتاب اول از نخستین آشنایی من و همسرم آغاز میشود و در ادامه با ازدواج ما و پیوستن من به دوره نهم سپاه دانش تا به دنیا آمدن فرزند اول ما ادامه مییابد.
به گفته بیگدلی در مجلد دوم از این اثر زندگی به دوران پایان خدمت سربازی تا زمان حضورش در اهواز و اشتغال به کارمندی بانک و در ادامه استعفاء از آن و اشتغال در آموزش و پرورش میپردازد و مجلد سوم نیز به حضورش در دانشکده هنرهای دراماتیک و مهاجرت به یزدانشهر اشاره خواهد داشت.
این نویسنده با تاکید بر اینکه این کتاب هنوز ناشری ندارد، گفت: سه اثر من شامل مجموعه داستان ارواح ماه مهر، بیتردید سهشنبه بود و مجموعه نمایشنامهها برای انتشار در اختیار نشر افراز قرار دارد.
وی همچنین از قصد خود برای بازچاپ کتاب «اندکی سایه» توسط ناشری دیگر خبر داد و گفت: نامهای محترمانه برای مدیر نشر خجسته نوشتهام و کتاب را از آنها پس گرفتهام و امیدوارم بتوانم با ناشر دیگری آن را تجدید چاپ کنم.
«ارواح ماه مهر» احمد بیگدلی در راه است
احمد بیگدلی از صدور مجوز نشر برای تازهترین اثر داستانیاش خبر داد.
این نویسنده به خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: مجموعهی داستان «ارواح ماه مهر» اخیرا مجوز گرفته است و از سوی نشر افراز منتشر خواهد شد. این کتاب دربرگیرندهی 11 داستان کوتاه است.
بیگدلی پیشتر گفته بود، این کتاب به همراه مجموعه نمایشنامه «دالو و چند نمایشنامه دیگر» و چاپ دوم رمان «بیتردید سهشنبه بود» از سوی نشر یادشده در نمایشگاه کتاب عرضه میشود؛ اما عملا این اتفاق رخ نداد. چندی پیش نیز مجموعه نمایشنامه این نویسنده مجوز نشر گرفت.
احمد بیگدلی بیستوششم فروردینماه سال 1324 در اهواز به دنیا آمده است. کتابهای «شبی بیرون از خانه»، «من ویران شدهام»، «اندکی سایه»، «آنای باغ سیب»، «آوای نهنگ»، «زمانی برای پنهان شدن» و «مگر چراغی بسوزد» از جمله آثار این نویسندهاند.

شب چهارم از شبهاي داستان برج ميلاد برگزار شد
احمد بيگدلي: به وزير ارشاد حق بدهيم!

احمد بيگدلي در شب چهارم از شبهاي داستان برج ميلاد گفت: بهتر است به وزير ارشاد حق بدهيم ؛ زیرا برای به سامان شدن وضع کتاب به زمان نیاز داریم. از سویی هم ما در ايجاد فضاي فعلي ادبياتمان بيتقصير نبودهايم. یوسف انصاری نیز در این برنامه تاکید کرد که جامعه ادبی با اتفاقات خوبي مواجه خواهد شد./